افسانه پاکرو درباره ایرج قادری می گوید

افسانه پاکرو، بازیگر جوان و کم کار سینما و تلویزیون است. در سال ۸۵ در حالی که هنوز خیلی ها او را نمی شناختند با فیلم «محاکمه» به کارگردانی ایرج قادری به شهرت رسید. او در این فیلم نه تنها برای قادری بلکه مقابل او بازی کرد.

پاکرو نقش دختر ایرج قادری را در این فیلم برعهده داشت. رابطه عمیق عاطفی بین او کارگردان محبوبش شکل گرفت که باعث همکاری دوباره اش در «شبکه» با این کارگردان باسابقه شد. اما پاکرو این روزها دل پری از مسوولان و برخی اهالی سینما دارد. او هم از رابطه اش با ایرج قادری و احساسش پس از فوت این هنرمند و هم از گلایه هایش از مسوولان به تماشا گفت.

*چطور با ایرج قادری آشنا شدید و به «محاکمه» راه پیدا کردید؟

سال ۸۵ بود. من بازیگر بودم. اما هنوز خیلی ها مرا نمی شناختند. از دفتر آقای قادری با من تماس گرفتند که برای یک نقشی پیش ایشان بروم. مردی که دیدم کاملا برخلاف تصوری بود که در ذهن داشتم. چون من هم مثل همه فقط فیلم های او را دیده بودم و خب، می دانستم قادری کارگردان و بازیگری بزرگ و شناخته شده است که پیش از انقلاب در سینمای ایران کار می کرده.

وقتی نقش دخترشان را در فیلم «محاکمه» به من پیشنهاد کردند، پذیرفتم. واقعا در طول این فیلم ما مثل پدر و دختر شدیم. من حقیقتا ایشان را مثل پدر خودم دوست داشتم و احساس پدر و فرزندی بین ما بود.

*شما که این قدر به ایشان نزدیک بودید کمی از ویژگی های شخصیتی و اخلاقی ایرج قادری بگویید.

از نظر اخلاقی آقای قادری شخصیتی بسیار مهربان، خوش برخورد و دوست داشتنی داشت. این واقعا از این تعریف و تمجیدها نیست که معمولا بعد از فوت آدم ها می گویند. از هر کدام از همکارها بپرسید از حسن اخلاق قادری برای تان می گویند.

جالب بود که شاید از ظاهر جدی ایشان نمی شد حدس زد که این قدر مهربان باشند اما واقعا از خوش رفتاری و مردمداری او هرچه بگویم کم گفته ام. من یک دنیا از این حسن اخلاق ایشان خاطره خوب دارم که واقعا گفتنی نیست این قدر که زیاد است.

*درباره نحوه تدفین ایشان که خیلی بی خبر و سریع بود، چه نظری دارید؟

من هم مثل همه فکر نمی کردم ایشان به این شکل خاکسپاری شوند و بسیار متاسف شدم که نتوانستم در مراسم خاکسپاری ایشان شرکت کنم. اما حتما این خواست خانواده و نزدیکان آقای قادری بوده و لابد برای خودشان دلایل موجهی داشته اند.

*شما در آخرین فیلم او، «شبکه»، هم حضور داشتید. آن موقع حال شان چطور بود؟

خیلی حالشان بد بود و خیلی وقت ها از شدت ضعف و درد حاصل از بیماری از پا می افتادند. اما باز هم تا آخر ادامه دادند. همه ما همکارها در آن فیلم از ایشان درس بزرگی گرفتیم. آدم وقتی یک سرماخوردگی جزئی هم می گیرد کارکردن برایش سخت می شود. اما ایرج قادری به قدری عشق سینما و مردم بود که می خواست تا آخرین لحظه برای مردمش فیلم بسازد.

*آخرین حرفی که درباره ایشان در دل تان دارید، چیست؟

امروز که ایشان دیگر فوت کردند و زمان را به گذشته نمی توان برگرداند. شاید دیگر گفتن بعضی حرف ها بی فایده باشد. اما می خواهم بدانید بسیاری از اهالی سینما بارها از مسوولان خواهش کردند که تا ایرج قادری زنده است بزرگداشتی شایسته نام و جایگاه او گرفته شود. اتفاقی که هیچ وقت نه در جشنواره فجر و نه در هیچ جشنواره و جشن و مناسب دیگری نیفتاد. ایشان یک هنرمند بزرگ بودند من نمی دانم چرا با ایشان این رفتار می شد.

*شما فکر می کنید چرا؟

به نظر من چون ایشان فیلم های خیلی هنری و جشنواره پسند و منتقدپسند نمی ساختند. اما این به نظر من دلیل نمی شود. هر سبک و هر کاری جایگاه خودش را دارد. ایرج قادری کار مردمی می ساخت. سبک کار او فیلم های مردم پسند بود. واقعا هم مردم ایشان را دوست داشتند. من خیلی هنرمندان را در بین مردم دیده ام اما باور کنید هیچ وقت به اندازه ایرج قادری ندیدم که مردم برای هنرمندی ابراز احساسات کنند. پیر و جوان، ایرج قادری را دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

اما افسوس مسوولان و برخی اهالی سینما او را دوست نداشتند. جرم او چه بود؟ مردمی بودنش؟! کاش اهالی سینما به او نشان می دادند که برایشان مهم است. اما متاسفانه هیچ وقت این اتفاق نیفتاد. هیچ وقت، هیچ جایزه و تندیسی به این مرد مهربان و دوست داشتنی سینمای ما تعلق نگرفت. او خودش معنی سینما بود. عظمتی داشت. انگار همیشه دشتم روی پرده سینما می دیدمش. فقط شاید تنها یک یا دو بازیگر دیگر این حالت را برای من داشته باشند که همیشه عین فیلم باشند. نوع صحبت، ژست ها و رفتارش واقعا جذاب بود. ایرج قادری برای من خیلی مهم بود و همیشه هم همین قدر مهم خواهد بود. به خانواده و همه دوستدارانش تسلیت می گویم.

متاسفم، ندیدمش

*وقتی خبر فوت ایشان را شنیدید، واکنش تان چه بود؟

به شدت مایل بودم صدایشان را یک بار دیگر بشنوم. با دفتر ایشان تماس گرفتم. چون می دانستم صدای خودشان روی پیغام گیر تلفن دفتر است و قطعا آن ساعت شب، آن هم در چنین شبی کسی جواب نخواهد داد و روی پیغام گیر می رود. اما متاسفانه صدای ایشان را از روی پیغام گیر برداشته بودند. بعد شروع کردم عکس ها و فیلم هایی که از ایشان روی گوشی تلفن همراه قدیمی ام داشتم، دیدم.

فیلم هایی که در آنها با ایشان شوخی و صحبت کرده بودیم. همه را دوباره دیدم. از یک چیزی خیلی متاسف هستم. این آخری ها خیلی با هم در تماس بودیم اما متاسفانه نتوانستم ایشان را ببینم. شاید باورم نمی شد یک روز او دیگر بین ما نباشد. وقتی به بیمارستان رفتم دیگر از بخش خارج شده بودند و در اتاق مراقبت های ویژه قرار داشتند. نه کسی می توانست از نزدیک او را ببیند و نه ایشان کسی را می شناختند. ممنوع الاملاقات بودند. خیلی از این موضوع متاسف و ناراحتم.

 

تماشا

مطالب مرتبط:

  1. بیوگرافی افسانه پاکرو
  2. ژوبین قادری فرزند ایرج قادری / عکس
  3. علت خاکسپاری زودهنگام ایرج قادری از زبان همسرش
  4. ایرج قادری، مسعود ده‌نمکی و اخراجی‌ها
  5. زندگی نامه و فعالیت های هنری ایرج قادری
  6. ایرج قادری درگذشت
  7. پزشکان "ایرج قادری" را جواب کردند



اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۹۱ | بازدید : 1,815 views | دسته: سینما، موضوعات
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ،

mail


جدیدترین گالری عکس ها
















افزودن نظر:



خوراک سایت