داستان زیبا و خواندنی" قورباغه"

وب سایت فارسی زبان برای دانلود ها | www.4downloads.ir

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.

 

 

 

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد.

اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.

مطالب مرتبط:

  1. مهندس و مدیر / داستان کوتاه
  2. عجایب هفتگانه / داستان کوتاه
  3. این داستان را حتما بخوانید!
  4. مترسک ( داستان کوتاه )
  5. پستچی فداکار ( داستان کوتاه )
  6. قورباغه کنگ فو کار که قصد دارد جای بروس لی بزرگ را در هنرهای رزمی بگیرد
  7. داستان های کوتاه اردیبهشت ماه ۹۱



مهر ۱۰م, ۱۳۹۱ | بازدید : 2,281 views | دسته: داستان کوتاه، سرگرمی
برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

mail


جدیدترین گالری عکس ها
















افزودن نظر:



خوراک سایت